ماجراهای خانه ما
مهمان های جدید خانه ما دیروز بعد از چند ماه دوباره توی آکواریوم خونمون چندتا ماهی مهمون شدند ، فعلا چهار تا دیسکس رنگارنگ و 4 تا دلقک و 30 تا نئون . انگار دوباره آکواریوممون جون گرفته ، خوشحالیم که غیر از من و محمد یه کسای دیگه هم توی خونه ی ما هستن و مثل ما آرامش دارن . ماهیا موجودات جالبی هستن ، قبل از اینکه محمد این آکواریوم و درست کنه ، علاقه ی خاصی نداشتم بهشون ، فقط از دیدن مستند های زیر آب و موجودات عجیب و غریبش لذت میبردم ، اما با علاقه ی محمد ، من هم علاقمند شدم ، اوایل به نظرم موجودات کم شعور و بی فایده ای می اومدن ، اما الان خیلی دوستشون دارم ، از همه بیشتر هم برای این که به محمد آرامش میدن و ذهن پر مشغله ی اون رو کمی آروم میکنن دوسشون دارم ، قبلان ها که آکواریوممون پر از ماهی های جورو واجور بود ، چایی و میوه عصرانه رو هم جلوی آکواریوم میشستیم و می خوردیم و محمد هم از ظرافتهای رفتاری ماهی برام میگفت و من از دقت و توجه محمد نسبت به اونها لذت میبردم ، خلاصه مدتی رو توی سکوت و آرامش کنار این آکواریوم باهم خوش بودیم ، خوشحالم که دوباره این مهمونهای کوچولوی رنگی اومدن به خونمون . هرچند که ایندفعه خیلی دوست داشتم آکواریوم آب شور راه می انداختیم و یه تیکه از اقیانوس و می آوردیم توی خونه ی فسقلی مون . اما مطمئنم وقتی که یه کمی خونمون رو بزرگتر بکنیم ، محمد یه آکواریوم آب شور درست میکنه با کلی ماهی و آبزی جور واجور و جالب . یک حس مشترک امروز خیلی خوشحالم ، امروز حالم قشنگه – یه حال خوبی که از حال خوبه محمد به من انتقال داده شد . یه حرف خوب ، یه حرفی که توش خیلی چیزا با خودش داشت – گفت که دیشب تو جمع دوستانه ی مردانه شون ، حرف زندگی و شرایط و موقعیت و از این جور چیزا بوده ، متاسفانه محمد گفته بوده که از محیط کار و جایی که الان هستم ، موقعیت اجتماعی و ... اصلا راضی نیستم ، اما تنها چیزی که ازش راضی هستم ، همسرم هست ، و من هم که معلومه چه کیفی کردم ، چلیک چلیک قند تو دلم آب شد . چه کیفی داره وقتی که این حس بین ما مشترکه . و چقدر لذت بخش و با ارزشه که همسرت راجع به حضور تو ، توی زندگیش اینجوری فکر بکنه . خیلی خیلی ازت ممنونم خدا جون که همیشه پشتیبان ما هستی .
| Design By : Night Melody |

